www.live365.com/stations/rangeenkam5132

  احمد شاملو

                                      افق روشن   

روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کرد

و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت.

                   ۰۰۰۰

روزی که کمترین سرود بوسه است

و هر انسان

برای هر انسان

برادری ست .

               ۰۰۰۰

روزی که دیگر درهای خانه ی شان را نمی بندند

قفل افسانه ایست

و قلب

برای زندگی بس است.

             ۰۰۰۰

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است

 تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی.

             ۰۰۰۰

روزی که آهنگ هر حرف زندگی ست

تا من به خاطر آخرین شعر رنج جستجوی قافیه نبرم.

            ۰۰۰۰

روزی که هر لب ترانه ی ست

 تا کمترین سرود بوسه باشد.

          ۰۰۰۰

 روزی که تو بیایی - برای همیشه بیایی

و مهربانی با زیبایی یکسان شود.

           ۰۰۰۰

روزی که ما دوباره برای کبوترها یمان دانه بریزیم....

و من آن روز را انتظار می کشم.

                                    ******************

/ 2 نظر / 5 بازدید
عبدالبشير کريمی

به نام خدا از آنجاييکه از مدت زيادی از دوران طفوليتم که مادرم به گوشم شعر ولالايی ميخواند من و شعر با هم رابطه صمیمانه یافتیم و ميتوانم تا حدودی به قدر خویش به اصطلاح سبک و سنگينشان کنم يا سره را از ناسره جدا سازم. هدفم از قضاوت وداوری در حصه شعرای محترم يا آثارشان نيست . طی این مراحل کار صعب و دشوار یست که مرا به آن توان دسترسی نیست. فقظ ميخواهم بگويم يکتعداد اشعاری که به حافظه دارم اکثر ايشان درونمايه های هدفمند و بلندی دارند که شنونده از آن غدای روحی اش را در حد کمال خود و به سهم خود ميگيرد او را به تفکر واميدارد و روزنه يی را بدو مينماياند. (افق روشن) انتخاب عاليست چه خوب گفته اند شاعر کسیست که آسمان و زمین را در قالب معنی میاندازد . شاملو یکی از آن ابر مردان متعهد وسرتیر است که شعرش در گستره رشد فرهنگ ما طیف آبی خودشرا گسترده است. مگر او نبود که نوشت: من هیچگاه به دربان بر شبش بقعه امامزاده کلاسیزم گوسفند مسمطی نذر نکرده ام. شعری از ایشان : کفتر چاهی شدم از برج ویران بر کشیدم برز گر بیراهنی برچوب روی خرمنش آویخت دشتبان بیرون کلبه سایبان چشمهایش کرد دستشرا و باخود گفت:

عبدالبشير

ادامه شعر نظر( ا) : هی .... چه خاصيت که آدم کفتر تنهای برج کهنه یی باشد. بااحترام