رادیو رنگین کمان Radio Rangeen Kamaan

در گستره ی ادبیات - فرهنگ و جامعه

خواهران سوگوار من
نویسنده : - ساعت ٦:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۳/۱
 

 

 سرو ده ی از : فیدریکو گارسیا لورکا

بر گردان از : استاد واصف باختری

                از شاعر و نویسنده ی گرامی بشیر مارملی که این سروده ی زیبا را

                                   از افغانستان فرستاده اند سپاسگزاریم.

                                     خــوان هــفــتم 

خواهران سوگوار من

چو پان دختران گیسو بلند کوهستانهای نیاوپاولوس

که از میان انبوه سپاه دشمن

 چونان آتش از مفصل های بلوط میگذرید

مرا با دلالان کتابها ودفترها

بازمانده گان نسل موریانه های کاغذین سخنی نیست.

شما در زنده گی نامه من بنویسید :

 او نیمروزان قرطبه ـ درختان زیتون وغروبگاهان غرناطه را دوست داشت.

اودوشیزه گان بلند بالا و سیه چشم اندلس را دوست داشت

 که درآمیزه رنگها به رنگین کمان

 در گلها به شقایق

 وبه ستاره ها به ستاره چوبان چشم دوخته اند.

شما در زنده گی نامه ام بنویسید:

 او همواره ستایشگر چیره دست زنده گی و مژده رسان گرما و روشنی بود.

شما در زنده گی نامه ام بنویسد:

اگر او تن به مرگ سپرد

برای آن نبود که او از درازای شب می هراسید

برای آن بودکه:

زنگار زبونی را تنها خون می تواند از چهره ی آدمی بسترد

پرنده مرگ که هیچگاه در نهاد او آشیان نیاراسته بود

اکنون در زخمهای شیار گونه پیکر او

در جای پای زوبین و سرنیزه لانه گیرند

و این فریاد تاریخ را نیز پژواکی خواهد بود.



                                        ************************